ضوابط و ریسک معاملات انتقالی (درس20)

ضوابط و ریسک معاملات انتقالی

بیایید به بررسی معیارها و ضوابط معاملات انتقالی بپردازیم.

یافتن یک جفت ارز مناسب برای انجام معاملات انتقالی بسیار ساده است. کافی است به دنبال دو هدف باشید:

  1. مابه‌التفاوت نرخ بهره بالا را به دست آورید.
  2. جفت ارزی را پیدا کنید که هم‌راستا با ارز پربازده ثابت بوده یا در روند صعودی قرار داشته باشد. در این صورت می‌توانید تا آنجایی که مقدور است در معامله بمانید و از مابه‌التفاوت نرخ بهره سود ببرید.

خیلی ساده است، نه؟

بیایید یک مثال واقعی از معاملات انتقالی را در عمل بررسی کنیم:

 

در تصویر بالا، نمودار هفتگی جفت ارز دلار استرالیا به ین ژاپن (AUD/JPY) را ملاحظه می‌کنید. در طول این مدت (تا سال 2010)، بانک مرکزی ژاپن با حفظ نرخ بهره نزدیک به صفر یعنی 0.10 درصد، «سیاست نرخ بهره صفر» را اتخاذ کرد. این سیاست به ZIRP نیز موسوم است.

با توجه به بازارگرمی بانک مرکزی استرالیا که بالاترین نرخ بهره در میان ارزهای اصلی را داراست (در نمودار فوق معادل 4.50 درصد است)، بسیاری از معامله‌گران به سمت این جفت ارز هجوم آوردند (و یکی از عوامل ایجاد روند صعودی نسبتاً جذاب در این جفت ارز همین است).

از ابتدای سال 2009 تا اوایل سال 2010، این جفت ارز از قیمت 55.50 به 88.00 رسید که معادل 3250 پیپ سود است. چنانچه این مورد را با دریافت سود از مابه‌التفاوت نرخ بهره دو ارز ترکیب کنید، این جفت ارز به معامله بلندمدت جذابی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران تبدیل می‌شود که آنها را قادر می‌سازد تا نوسانات بالا و پایین بازار ارز را پشت سر بگذارند.

البته عوامل اقتصادی و سیاسی به‌صورت روزانه در حال تغییر هستند. همچنین، نرخ بهره و مابه‌التفاوت نرخ بهره بین ارزها نیز ممکن است تغییر کند و معاملات انتقالی رایج (مانند معاملات انتقالی ین ژاپن) را برای سرمایه‌گذاران غیرجذاب سازد.

 

ریسک معاملات انتقالی

ازآنجاکه شما معامله‌گر بسیار باهوشی هستید، از قبل می‌دانید که اولین سؤالی که باید قبل از ورود به معامله از خود بپرسید چیست، درسته؟ «ریسک من در این معامله چقدر است؟» همین‌طور است! قبل از ورود به معامله، همواره باید حداکثر ریسک خود را ارزیابی کنید و بسنجید که آیا طبق قوانین مدیریت ریسک شما، این ریسک قابل‌قبول است یا نه.

در مثال درس قبلی با موضوع «جو معامله‌گر تازه‌وارد بازار فارکس»، حداکثر ریسک جو 9000 دلار بود. به‌محض رسیدن زیان جو به 9000 دلار، پوزیشن او به‌طور خودکار بسته می‌شد.

واقعاً؟

چنین وضعیتی چندان مناسب به نظر نمی‌رسد، این‌طور نیست؟

به یاد داشته باشید که این بدترین سناریوی ممکن است و جو یک معامله‌گر تازه‌وارد است، بنابراین او ارزش حد ضرر خود را به‌طور کامل درک نکرده است. هنگام انجام معاملات انتقالی، همچنان می‌توانید ضررهای خود را مانند یک معامله جهت‌دار  معمولی محدود کنید. به‌عنوان‌مثال، اگر جو تصمیم بگیرد که ریسک خود را به 1000 دلار محدود کند، می‌تواند سفارش حد ضرر خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند تا پوزیشن خود را در سطح قیمتی ببندد که معادل زیان 1000 دلاری است.

از سوی دیگر، جو ضمن حفظ پوزیشن خود، همچنان سود نرخ بهره را دریافت می‌کند.

 

همگرایی استراتژیک مفاهیم پول هوشمند (SMC) و نوسانات پویا (ATR)

معماری نوین معامله‌گری: مقدمه: گذار از تحلیل کلاسیک به درک ...

درخشش دوباره طلا

**تحلیلگر کالج پیپس: آرش وکیلی** اونس جهانی طلا هفته گذشته ...