نحوه مدیریت ریسک و کسب درآمد در کارگزاریهای فارکس
بسیاری از معاملهگران خرد هیچ ایدهای در مورد نحوه پردازش سفارش یا طرز کار کارگزاریهای فارکس یا ارائهدهندگان قراردادهای مابهالتفاوت ندارند.درس حاضر بهمنزله مقدمهای بر طرز کار معاملات خرد فارکس در نظر گرفته شده است.این درس آن دسته از معاملهگران فارکس را هدف قرار داده است که مایل هستند درک و دانش عملی نحوه مدیریت ریسک و کسب درآمد کارگزاریهای فارکس را به دست آورند.
فرآیند معاملات فارکس همواره شفاف نیست و روشهای متعددی برای اجرای سفارشها وجود دارد که هر یک نیز ریسکهای متفاوتی را به همراه دارد.اگر زمان و تلاشتان را صرف درک نحوه اجرای سفارشها کنید، میتوانید بین کارگزاریهای فارکس تفاوت قائل شوید و هنگام انتخاب کارگزاری تصمیم آگاهانهتری بگیرید.
خب بیایید شروع کنیم!
طرفهای معامله
هنگامیکه سفارش معامله خود را در پلتفرم معاملاتی کارگزاریتان ثبت میکنید و سفارش اجرا یا انجام میشود، این سفارش معامله به کجا میرسد؟

درواقع، سفارش شما قرار نیست بهجایی برسد.
کارگزار بهمنزله واسطهای تعریف میشود که از طرف کارسپاران یا خدمات گیرندگان خود معاملهای را انجام میدهد، درحالیکه بازرگان ارزی بهمنزله شخص یا نهادی تعریف میشود که به حساب خود معامله میکند.کارگزاریهای معاملات خرد فارکس به نمایندگی از مشتریان خود معامله نمیکنند. درواقع، آنها بازرگان ارزی هستند.
کارگزار معاملات خرد فارکس با در نظر گرفتن طرف مقابل معاملات مشتریانش، به حساب خود معامله میکند.اصطلاح «کارگزاری فارکس» عبارتی برای بازاریابی و تبلیغات است زیرا «کارگزاریهای» معاملات خرد فارکس درواقع بازرگانان ارزی معاملات خرد فارکس هستند. بهعنوان مثال، تمام کارگزاریهای معاملات خرد فارکس که در آمریکا تحت نظارت قانونی هستند، بهطور رسمی بهعنوان «بازرگانان ارزی معاملات خرد فارکس » یا شناخته میشوند.
پس چرا بازرگانان ارزی معاملات خرد فارکس خود را بهعنوان «کارگزاران فارکس» معرفی میکنند؟ شاید چون بهتر به نظر میرسد؟ و شاید هم دوستانهتر به نظر میرسد؟کسی چه میداند! نکته اصلی این است که اگر بخواهیم ازنظر فنی از اصطلاح دقیقی استفاده کنیم، باید از عبارت «بازرگانان ارزی فارکس » استفاده کنیم.
اما ازآنجاکه عبارت «کارگزاریهای فارکس» محبوبیت یافته و رایجتر است و به دلیل بازاریابی اثربخش در ذهن همه جاافتاده است، از این به بعد ما همچنان از آنها بهعنوان «کارگزاریهای فارکس» یاد خواهیم کرد. (در اینجا، به بازاریابهای صنعت معاملات خرد فارکس دستمریزاد میگوییم!)
کارسپار یا مشتری؟
آیا شما کارسپار (یا خدماتگیرنده) کارگزاری فارکس هستید؟ یا مشتری کارگزاری فارکس محسوب میشوید؟ «کارسپار یا خدمات گیرنده» و «مشتری» کلماتی هستند که اغلب بهجای یکدیگر استفاده میشوند. برای منظور فعلی ما، تصور میکنیم که تفاوت بارز و آشکاری بین کارسپار بودن و مشتری بودن وجود دارد.
چنانچه شما کارسپار یا خدمات گیرنده یک شرکت باشید، به این معنی است که بین شما و شرکت یک رابطه امانتدارانه (یا وفادارانه) برقرار است. بهبیاندیگر، شرکت از طرف شما عمل میکند و طبق قانون موظف است در راستای منافع شما گام بردارد. اما یک کارگزاری فارکس نه از طرف شما عمل میکند و نه موظف است که در جهت منافع شما رفتار کند.
بنابراین، اگر مبنا را بر این تعریف قرار دهیم که کارسپار بودن به معنای وجود یک رابطه امانتداری است، پس این بدان معناست که شما کارسپار یا خدمات گیرنده «کارگزاری فارکس» خود نیستید بلکه شما مشتری آن محسوب میشوید.
چنانچه قصد خرید داشته باشید، خدماتی که کارگزاری ارائه میدهد به این صورت نیست که در جهت منافع شما باشد و فروشندهای برای شما پیدا کند بلکه شما صرفاً خریدار هستید و کارگزاری خدماتش را به شما میفروشد.چطور میتوانید «کارسپار یا خدمات گیرنده» کارگزاری باشید، وقتی خود کارگزاری به شما چیزی میفروشد یا از شما چیزی خرید میکند؟
شما در اصل مشتری «کارگزاری فارکس» خود هستید که خدماتی را ارائه میدهد که به شما امکان میدهد روی تحرکات قیمت جفت ارزها گمانهزنی (یا شرطبندی) کنید. ازآنجاکه نمیتوانید مستقیماً در بازار نهادی فارکس معامله کنید، درنتیجه کارگزاری فارکس یک بازار معاملاتی برای شما «ایجاد میکند».کارگزاری روشی را در اختیار شما قرار میدهد که میتوانید روی قیمت ارز شرطبندی کنید و همیشه هر زمان که خواستید شرطبندی کنید، طرف دیگر شرطبندی هم خودش است. کارگزاری سعی نمیکند کسی را پیدا کند که طرف دیگر شرط یا معامله را بگیرد، بلکه صرفاً خودش شرط را بر عهده میگیرد.
اما «کارگزاری فارکس» وظیفه امانتدارانه و وفادارانه در قبال شما ندارد که ملزم باشد به نفع شما عمل کند. با این اوصاف، حتی اگر رابطه امانتداری و وفادارانهای بین کارگزاری و مشتری وجود ندارد، کارگزاری فارکس باید با همه مشتریان خود صادقانه و منصفانه رفتار کند. از این به بعد، از اصطلاح «مشتری» برای اشاره به معاملهگرانی استفاده خواهیم کرد که از خدمات کارگزاری معاملات خرد فارکس یا ارائهدهنده قرارداد مابهالتفاوت استفاده میکنند.
تمام سفارشها و معاملاتی که در پلتفرم معاملاتی کارگزاری خود ثبت میکنید، در یک مکان معاملاتی خارج از کارگزاری اجرا نمیشوند، بلکه توسط خود کارگزاری اجرا میشوند.«کارگزاری» شما طرف مقابل یا موضع مخالف معاملاتتان است که به طرف دیگر معاملات شما اطلاق میشود. در مورد این موضوع فکر کنید که در هر خریدوفروشی لازم است دو طرف وجود داشته باشند. چنانچه قصد خرید چیزی دارید، یک نفر باید به شما آن چیز را بفروشد؛ و چنانچه قصد فروش چیزی دارید، یک نفر باید آن را خرید کند.
هر خریداری باید با یک فروشنده جفت شود و بالعکس. شما به یک طرف مقابل نیاز دارید تا بتوانید معامله کنید. وقتی با یک کارگزاری معامله میکنید، هم شما و هم «کارگزاری» دو طرف یک پوزیشن معاملاتی هستید. هرکدام از شما طرف دیگر معامله همدیگر هستید. درواقع، شما طرف معامله کارگزاری خود هستید و کارگزاری طرف معامله شماست.
بهبیاندیگر، چنانچه قصد خرید دارید یا میخواهید پوزیشن لانگ یا خرید باز کنید (یعنی روی افزایش قیمت شرطبندی کنید) ، کارگزاری طرف دیگر معامله شما است و به شما میفروشد یا پوزیشن شورت یا فروش باز میکند (یعنی روی کاهش قیمت شرطبندی میکند).

برعکس این حالت هم صدق میکند؛ یعنی چنانچه قصد فروش داشته باشید، یا بخواهید روی کاهش قیمت شرطبندی کنید، کارگزاری طرف مقابل معامله شما است و از شما خرید میکند یا روی افزایش قیمت شرطبندی میکند.

درواقع، سفارش شما بهمنزله یک معامله دوجانبه یا تهاتری[1] با کارگزارتان شناخته میشود. واژه «تهاتری یا دوطرفه[2]» صرفاً یک کلمه فرضی است که فقط به معنای «درگیر شدن دو طرف معامله» است.
تمام خرده معاملات فارکس دوطرفه هستند زیرا کارگزاری معاملات خرد فارکس، طرف دیگر همه معاملات شما محسوب میشود.
مثال 1: معامله بین کارگزاری و یک معاملهگر
برای مثال، چنانچه 100,000 واحد از جفت ارز GBP/USD را خریداری کنید یا یک پوزیشن «لانگ» یا خرید باز کنید، کارگزاری شما طرف دیگر معامله شما است.
بهبیاندیگر، کارگزاری 100,000 واحد از جفت ارز GBP/USD را به شما خواهد فروخت یا در مقابل شما یک پوزیشن «شورت» یا فروش خواهد گرفت.

ازآنجاکه شما اکنون پوزیشن لانگ یا خرید GBP/USD را باز کردهاید، پس در معرض ریسک بالقوه کاهش قیمت GBP/USD هستید و درنهایت مجبور میشوید پوزیشن خود را با فروش به قیمتی کمتر از قیمت خرید ببندید و درنتیجه ضرر میکنید. کارگزاری که اکنون پوزیشن شورت یا فروش GBP/USD را باز کرده است نیز در معرض خطر است؛ اما ریسکی که در معرض آن قرار دارد این است که قیمت GBP/USD افزایش یابد. اگر GBP/USD همچنان افزایش یابد، کارگزاری هم زیان بیشتری متحمل میشود.
به این ریسک، ریسک بازار گفته میشود. ریسک بازار، ریسک تحمیل زیان در پوزیشنی است که در اثر تحرکات نامطلوب و منفی قیمت ایجاد میشود.هنگامیکه با کارگزاری خود وارد معامله میشوید، هم شما (معاملهگر) و هم کارگزاری در معرض ریسک بازار قرار میگیرید.همانطور که میبینید، معامله شما هرگز به «بازار» واقعی نمیرسد. معامله شما صرفاً بهمنزله یک توافقنامه خصوصی بین شما و کارگزاریتان است.به همین دلیل است که کارگزاری فارکس شما واقعاً کارگزاری نیست بلکه یک بازرگان ارزی است.
اگر کارگزاری فارکس شما یک کارگزار واقعی بود، طرف دیگر معامله شما را پیدا میکرد و مطابقت میداد. بهعنوان مثال، چنانچه قصد خرید داشته باشید، کارگزاری کسی را پیدا میکند که قصد فروش داشته باشد.اما کارگزاری این کار را انجام نمیدهد. برای مثال، اگر قصد خرید داشته باشید، یعنی خریدار هستید، خودش در نقش فروشنده عمل میکند.
ازآنجاییکه کارگزاری معاملات خرد فارکس طرف دیگر معاملات همه معاملهگران خود (یعنی مشتریان) است، به این معنی است که پوزیشنهای زیادی برای جفت ارزهای مختلف دارد.برای درک ریسک بازار مرتبط با یک جفت ارز خاص، باید تمام پوزیشنهایی که کارگزاری در مقابل معاملهگران این جفت ارز باز کرده است را جمع کنیم.
مثال 2: معامله بین کارگزاری و دو معاملهگر
تصور کنید دو معاملهگر خانم به نامهای السا و آریل وجود دارد:
هر دو معاملهگر جفت ارز GBP/USD معامله میکنند، اما در مورد قیمت GBP/USD نظرات متفاوتی دارند.
السا پوزیشن خرید GBP/USD را باز میکند (یعنی روی افزایش قیمت شرطبندی میکند)، درحالیکه آریل پوزیشن فروش GBP/USD را باز میکند (یعنی روی کاهش قیمت شرطبندی میکند).
ملاحظه میکنید که کارگزار طرف دیگر هر دو معاملهگر است. به یاد داشته باشید که کارگزار تنها طرف مقابل تمام معاملات مشتریان خود است.هر معاملهگر بهطور مستقیم (یا دوطرفه) با کارگزاری و صرفاً کارگزاری معاملات خرد معامله میکند. خرده معاملهگران فارکس با یکدیگر معامله نمیکنند.
حالا با هم بررسی میکنیم که معاملات السا و آریل چه تأثیری بر دفتر معاملات کارگزاری میگذارد. یک دفتر معاملاتی یا بهاختصار «دفتر»، تمام پوزیشنهای باز در اختیار یک کارگزاری را ثبت و ضبط میکند. هر زمان که مشتریان کارگزاری پوزیشن معاملاتی باز میکنند، کارگزاری باید طرف مقابل معامله قرار گیرد. این باعث میشود دفتر معاملات کارگزاری دائماً تغییر کند و پوزیشنهای خرید (یا فروش) «خالص» در ارزهای جداگانه ایجاد شود.
کارگزاری باید بهطور مستمر آمار پوزیشنهای خریدوفروش خود را داشته باشد و بر آنها نظارت کند و پوزیشن خالص خود را همیشه دقیقاً بداند.«دفتر معاملاتی» رکورد و سابقهای از تمام پوزیشنهایی است که یک معاملهگر در اختیار دارد. معاملهگران خرد نیز ممکن است پوزیشنهای خود را یک دفتر معاملاتی اطلاق کنند، اگرچه این اصطلاح عمدتاً با معاملهگران نهادی یا سازمانی مرتبط است.شما نیز در نقش یک معاملهگر، «دفتر معاملاتی» مربوط به خود دارید. تمام پوزیشنهای باز در دفتر معاملاتی شما ثبت میشود.

همانطور که در تصویر بالا مشاهده میکنید، اگرچه السا و آریل هر دو پوزیشنهای باز در برابر کارگزاری دارند، اما پوزیشن خالص کارگزاری صفر است. کارگزاری در مقابل معامله السا پوزیشن شورت یا فروش باز میکند اما در مقابل معامله آریل پوزیشن لانگ یا خرید باز میکند.این دو معامله یکدیگر را بلااثر و سربهسر میکنند که منجر به حذف ریسک بازار کارگزاری میشود.
با فرض اینکه تمام پوزیشنهای GBP/USD که کارگزاری در دفتر معاملاتی خود ثبت کرده است همین دو معامله است، درنتیجه میزان ریسک بازار کارگزاری صفر است.البته، کارگزاری باید بتواند درآمدزایی کند، بنابراین به فراخور اینکه مشتری قصد خرید یا فروش داشته باشد، قیمت متفاوتی را مظنه یابی میکند. به تفاوت بین این دو قیمت، اسپرد گفته میشود.

در مثال بالا، السا جفت ارز GBP/USD را با نرخ مظنه 1.2503 از کارگزاری خریداری کرد که به آن قیمت درخواستی گفته میشود، درحالیکه آریل جفت ارز GBP/USD را با نرخ مظنه 1.2500 به کارگزاری فروخته است که با آن قیمت پیشنهادی گفته میشود. بهبیاندیگر، اسپرد کارگزاری 3 پیپ یا 0.0003 (1.2503 – 1.2500) است.
در اصل، کارگزاری GBP/USD را با نرخ مظنه 1.2500 از آریل خرید و GBP/USD را به قیمت بالاتر یعنی 1.2503 به السا فروخت و اسپرد را به جیب زد.درواقع، این اسپرد سود کارگزاری است که معادل 30 دلار (0.0003 × 100,000) است.
در این مرحله، فرقی نمیکند که بازار نوسانات زیادی داشته باشد، زیرا پوزیشن خالص کارگزاری صفر است و بازار به دلیل معاملات سربهسر قفل شده است.بهعنوان مثال، السا جفت ارز GBP/USD را با قیمت 1.2503 خریداری کرد و آریل GBP/USD را با قیمت 1.2500 فروخت و قیمت فعلی بازار اکنون 1.3100 است.
بیایید سود / زیان کارگزاری را محاسبه کنیم:
= 100,000 (1.2503 – 1.3100) + 100,000 (1.3100 – 1.2500) سود / زیان
= -5,970 + 6,000 سود / زیان
= 30 سود / زیان
بنابراین، کارگزار 30 دلار سود کرده است.
حالا بیایید ببینیم اگر قیمت فعلی بازار به 1.2900 سقوط کند چه اتفاقی میافتد.
= 100,000 (1.2503 – 1.2900) + 100,000 (1.2900 – 1.2500) سود / زیان
= -3970 + 4000 سود/زیان
= 30 سود/زیان
همانطور که ملاحظه میکنید، حتی زمانی که قیمت 200 پیپ (از 1.3100 به 1.2900) حرکت کرد، کارگزاری در معرض ریسک بازار قرار نگرفت و سود آن 30 دلار باقی ماند زیرا این دو معامله یکدیگر را بلااثر و سربهسر کردند.
مثال 3: معاملات بین کارگزاری و چندین معاملهگر
اکنون بهجای دو معاملهگر، بیایید معاملهگران بیشتری را اضافه کنیم. فرض کنید 1000 معاملهگر وجود دارد و هریک از آنها پوزیشن خریدی به حجم 1 لات استاندارد (یا 100000 واحد) از جفت ارز GBP/USD را باز کردهاند.
بیایید ببینیم دفتر معاملاتی کارگزار اکنون چگونه به نظر میرسد.

همانطور که ملاحظه میکنید، فروش خالص کارگزاری 100 میلیون واحد از جفت ارز GBP/USD است.
(1000 معاملهگر × 100,000 واحد = 100,000,000 واحد)
هیچ معاملهگر دیگری وجود ندارد که قصد فروش GBP/USD را داشته باشد، بنابراین، کارگزاری قادر به جبران و سربهسر کردن پوزیشن ها نیست تا به کاهش پوزیشن فروش خالص خود کمک کند. در این صورت، کارگزاری در معرض ریسک بازار بسیار بزرگی قرار میگیرد.
اما چقدر بزرگ؟
چنانچه یک حرکت 1 پیپی برای یک لات استاندارد یا یک پوزیشن 100,000 واحدی برابر با 10 دلار باشد، این بدان معناست که برای یک پوزیشن 10 میلیون واحدی، هر پیپ افزایشی که GBP/USD ایجاد میکند، کارگزاری زیان تحققنیافته 10000 دلاری را متحمل میشود. یکبار دیگر تکرار میکنیم: 1 پیپ افزایش برابر با 10000 دلار زیان تحققنیافته است.
بنابراین، چنانچه جفت ارز GBP/USD افزایش 100 پیپی داشته باشد، کارگزاری 1,000,000 دلار ضرر خواهد کرد!
قاعدتاً، اگر کارگزار نخواهد خود را در معرض چنین ریسکی قرار دهد، میتواند پذیرش معاملات را متوقف کند، اما این بدان معناست که همه مشتریانش نمیتوانند وارد معامله دیگری شوند.
این وضعیت برابر با آویختن تابلوی «تعطیل است» توسط فروشگاه در میانه روز است، یعنی زمانی که مشتریان انتظار دارند فروشگاه برای معامله باز باشد. اگر معاملهگران بهطور ناگهانی نتوانند معاملات خود را در پلتفرم معاملاتی کارگزاری باز کنند، غافلگیر و خشمگین میشوند.

پس درواقع هیچوقت چنین اتفاقی نمیافتد و عدم پذیرش معاملات از سوی کارگزاری غیرممکن و دور از ذهن است. کارگزاری باید باز بماند و همچنان معاملات را بپذیرد وگرنه مشتریان خود را از دست میدهد.فرض کنید که همه معاملهگران معامله خود را پس از افزایش قیمت 100 پیپی جفت ارز GBP/USD میبندند.
هر معاملهگر 1000 دلار سود خواهد داشت (که معادل 100 پیپ در 10 دلار است.)
و ازآنجاییکه کارگزاری طرف مقابل هر 1000 معاملهگر است، زیان تحققیافته 1,000,000 دلاری (1000 دلار در 1000 مشتری) را متحمل خواهد شد.
سپس این سوال مطرح میشود که …
آیا کارگزاری واقعاً یکمیلیون دلار دارد که به مشتریانی که سود کردهاند بپردازد؟
اگر کارگزاری توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، علاوه بر خشمگین شدن مشتریان، ورشکسته نیز خواهد شد و مشتریانش را از دست خواهد داد.در این سناریو، اگر کارگزاری وجوه و سرمایه لازم برای پرداخت سود نداشته باشد، به این معنا است که ریسک بازار خود را بهدرستی مدیریت نکرده است.قیمت در جهت مخالف و به زیان پوزیشن خالص کارگزاری به قدری حرکت کرده که نتوانسته به تعهدات خود در قبال مشتریانش عمل کند و سود آنها را پرداخت کند.
ازآنجاکه کارگزاری بیش از حد در معرض ریسک بازار قرار گرفته است، اکنون معاملهگران (مشتریان آن) نیز در معرض ریسک طرف مقابل معامله قرار گرفتهاند.ریسک طرف دیگر معامله زمانی رخ میدهد که یکی از طرفین معامله نتواند به تعهدات خود عمل کند.در این سناریو، زمانی که معاملهگران از پوزیشنهای لانگ یا خرید خود خارج شدند، انتظار داشتند سودشان به حسابشان واریز شود. اما کارگزاری ریسک زیادی را متقبل شده است و پول کافی برای پرداخت بدهیهای خود ندارد.

به زبان ساده، کارگزار ورشکسته و خانه خراب شده است!
به همین دلیل است که مهم است بدانید کارگزاری چگونه ریسک طرف دیگر معامله شما را مدیریت میکند.
کارگزاری سه روش برای مدیریت ریسک بازار دارد:
- میتواند ریسک معاملات موضع مخالف یا معاملات طرف مقابل مشتریان خود را خنثی و بلااثر کند.
- میتواند ریسک را به یکی دیگر از فعالان بازار منتقل یا «واگذار» کند.
- میتواند ریسک را بپذیرد یا «انباشته» کند.

نحوه مدیریت ریسک بازار توسط کارگزاری فارکس تعیینکننده نوع کارگزاری و نحوه انجام معاملات و قابل اعتماد بودن آن است.درک مفهوم «ریسکپذیری» کارگزاری در معاملات شما برای کسب موفقیتتان بهعنوان معاملهگر خرد بسیار مهم و ضروری است.چنانچه کارگزاریتان طرف دیگر سفارش شما باشد و معامله را به طرف مقابل در خارج از کارگزاری منتقل نکند، کارگزاری شما ریسک بازار مرتبط با سفارش شما را بهطور کامل متحمل میشود.
بنابراین، اگر بتوانید درک کنید که کارگزاری زمانی که طرف مقابل معامله شما است، چگونه ریسک خود را مدیریت میکند، متوجه میشوید که واقعاً با چه نوع کارگزاری سروکار دارید و آیا تضاد منافع بالقوه وجود دارد یا خیر.
در درس بعدی بهطور مفصلتر به روشهای مختلف مدیریت ریسک و کسب درآمد کارگزاریها میپردازیم.
